حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى
375
تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )
مادرى ارسلانشاه يكى نصرة الدّين محمّد جهان پهلوان و ديگرى مظفّر الدّين عثمان قزل ارسلان يكى حكمران ارّان و آذربايجان و ديگرى فرمانده لشكريان شد . و ايلدگز دختر اينانج والى رى را هم به عقد پسر بزرگتر خود محمّد جهان پهلوان درآورد و به اين ترتيب دل او را نيز گرم نگاهداشت امّا اينانج كه بر تقدّم ايلدگز در دستگاه سلطنتى رشگ ميبرد با اتابك سلغرى فارس و حكمرانان اصفهان و قزوين و وزير خليفه دست يكى كرد و محمّد پسر طغرل ثانى را بعنوان سلطانى علم نمود . ايلدگز و پسرانش عاصيان را شكست دادند و اينانج ضربشست سختى ديد و برى گريخت و اتابك اعظم پس از صلح با او بهمدان برگشت و قرار شد كه اينانج هر سال خراجى بپردازد امّا در سال 564 چون يكى دو سال بود كه از پرداخت اين مال خوددارى ميكرد ايلدگز لشكر برى برد و آنجا را گرفت و اينانج بدست غلامانش بقتل رسيد . از وقايع مهمّ سلطنت ارسلانشاه يكى لشكركشى او و اتابك ايلدگز است به گرجستان در سال 557 و جنگ با گيورگى سوّم ( 551 - 580 ) پادشاه اين مملكت و ابخاز و فتح بلاد آنى و دوين يا دبيل ( در مشرق آرارات و جنوب ايروان ) كه در نتيجه آن مسلمين از گرجيان غنايم و اسراى بسيار گرفته و بلادى را كه پدر گيورگى از چنگ مسلمين بدر برده بود بار ديگر بتصرّف خود بازآورده و شروانشاه را مطيع ساختهاند . اتابك ايلدگز كه بنام ارسلانشاه دولتى بالنّسبه معتبر از حوالى تفليس تا حدود مكران تشكيل داده بود در سال 568 فوت كرد و اختيار امور سلطنتى بپسرش اتابك نصرة الدّين محمّد جهان پهلوان رسيد و او تا تاريخ 571 كه ارسلانشاه پس از پانزده سال سلطنت مرد همچنان سلطان را مانند پدر تحت اختيار داشت و عنوان سلطنت ارسلانشاه جز اسم چيزى ديگر نبود . 15 - ركن الدّين ابو طالب طغرل بن ارسلانشاه ( 571 - 590 ) بعد از وفات ارسلانشاه اتابك جهان پهلوان پسر صغير او طغرل سوّم را در